بعد کلی وقت رفتم وبلاگ قبلیم خدایی قشنگتر مینوشتم و مثل اللن نبودم که همشش یه تیکه دارم غر میزنم و اینا فکرش که میکنما اینجوریه که دو سه ماهه همش میگم چرا چرا چرا ببین دارم گند میزنم ب همچی شاید حرف مامان درست بود امروز ب واقعیت ک نگا میکنم ی نگا ک ب خودم میکنم میگم واقعا حق دارههه ف ، اونم از یکی دیگه حتما خوشش میاد وگرنه تا الان بهم میگف مگه نه ؟ انقدرههه پشیمونم جوگیر شده بودم یسال ونیم پیش بهش پیامم دادمممم ، واییییییی پیش خووش گفته دیونست دختره نمیدونم ب مرگ و این چیزا فک کردین یا ن ولی امروز دلم خواست بمیرم ، واقعا ادم دیگه درد و رنج نمیکشه ، ناراحتی نداره غصه نداره تموم مبشه همچییی ، و بنطرم خیلی خوبه ولی من ترسوم و اصلا نمیتونم ب خودکشی فک کنم کاش فردا ی معجزخ رخ بده ای بالاسری میشنوی ؟ میبینی ؟ ناموسااااا یکم دلت برام بسوزهه یکم حالمو خوب کن
برچسب:
نویسنده: نوید باقریان
تاريخ: پنجشنبه
2 تير
1401 ساعت: 10:31